با آرزوی تو ای دوست عمریست در جستوجویم
اما چه دور است درد است من از آرزویم
من نیز میدیدمت کاش چون دیگران فارق از عشق
افسوس که این چشم گریان ریزد به خاک آبرویم
با من تو مهر داری ای ماه خورشید پرتو
اما تو از باره عشق چون ساغری من سبویم
اگر آبرو مال و جاه است چیزی ندارم از این جنس
ور عشق خواهی تو آیا بس نیشت اشک ابرویم
تو مهر آشفته مویی ماه شب ارزویی
با من توتار به رویی با مهر و مه روبه روییم
من مستم پیرمستان جانم از این دست مستان





:: بازدید از این مطلب : 672
|
امتیاز مطلب :
|
تعداد امتیازدهندگان :
|
مجموع امتیاز :